ميرزا مهدى نواب طهرانى

45

دستور الأعقاب ( فارسى )

يافت . صاحب منزل به رسم صحبت به هادم الانجاب ابلاغ داشت كه ديهى از متصرفات خود به اقطاع عليق من مرحمت رود . محلاتى بخنديد كه اين دو رود و آنچه در بين اين « 1 » دو واقع است قابل تقسيم و تجزيه نيست ، صحبت و مزاح پنداشتيم . چون اقتدار يافت و اختيار جست ، دست تعدّى و ستمش بر اطراف نافذ گشت « 2 » . مصداق آن سخن را محسوسا و مشهودا ديديم . همانا محلاتى از دو رود جيحون و ارس مقصود داشت ، ما جاجرود و كرج پنداشتيم . مجملا آب هردو رود را بر بلوك و بلد مسدود نمود . آبروى اهل فلاحت و زراعت را بر وادى نامرادى بريخت . آب چشم عجزه و مساكين را بر خاك مذلّت و بينوائى بياميخت . پست پدر و بد مادرى چند را كه با جنابش هم چشم و هم‌سر و هم افق و هم برابرند « 3 » ، به ادعاى بر املاك خلايق ترغيب نمود و با خويشتن ترحيب و تحبيب و به جعل نوشتجات مزورانه تشبيب و تقريب « 4 » آورد . و املاكى كه پنج پدر به ارث يافته بودند به محض ادعاى مدبرى بدون ترافع و تحاكم حاكم من جازله الحكم تصرف نمود : ايا جامع المال من اجله * تبيت و تصبح فى ظلّه سيؤخذ منك غدا كلّه * و تسئل من بعد عن كلّه

--> ( 1 ) . ح : آن ( 2 ) . ح : گشته . ( 3 ) . ح : بر ( 4 ) . نسخه م : تقرّب